سفر؛ گردشگری و ایرانشناسی  ؛  Tourism & Traveling

سفر؛ گردشگری و ایرانشناسی ؛ Tourism & Traveling

بسیار سفر باید...... Travel , Fun , Experience
سفر؛ گردشگری و ایرانشناسی  ؛  Tourism & Traveling

سفر؛ گردشگری و ایرانشناسی ؛ Tourism & Traveling

بسیار سفر باید...... Travel , Fun , Experience

آیین باستانی پیر شالیار


آیین باستانی پیر شالیار که مردم منطقه آن را «عروسی پیرشالیار» می‌گویند، هر سال در فصل زمستان و در نیمه‌های بهمن‌ماه و ادامه آن در اواسط فصل بهار مصادف با 18 اردیبهشت‌ماه برگزار می‌شود. این مراسم، نماد عینی مشارکت‌ فعال مردم در مناسبت‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی است و سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد.


هر چند نام مراسم عروسی است، ولی در اصل پیر شالیار یک مراسم آیینی و سنتی است که در آن قربانی می‌کنند و به ذکر و راز و نیاز با خدا می‌پردازند.


این مراسم که هر سال در آخرین چهارشنبه و پنج‌شنبه منتهی به نیمه بهمن‌ماه برگزار می‌شود، آیینی است که بعضی از مورخان برگزاری آن را به یک هزار سال گذشته نسبت می‌دهند و عده‌ای دیگر نیز معتقدند قدمت این مراسم بیش از این‌هاست.

ﺭﻭﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﺭﻭﻡ ﺑﺪﺳﺖ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺑﻔﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﺷﻬﺒﺎﻧﻮ ﮔﻮﻫﺮﮔﻮ ﻭ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﺷﺎﭘﻮﺭ ﺩﻭﻡ ﻭ ﺟﺎﻧﻔﺸﺎﻧﯽ ﺩﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ !


ﯾﻮﺍﻧﺲ ﻟﻮﺭﻧﺘﯿﻮﺱ ﻟﯿﺪﻭﺱ ‏( Joannes Laurentius Lydus ‏) ، ﺗﺎﺭﯾﺨﻨﮕﺎﺭ ﻭ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺑﯿﺰﺍﻧﺴﯽ ‏( ﺭﻭﻡ ﺷﺮﻗﯽ ‏) ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﺑﻨﺎﻡ " ﻣﺎﻫﻬﺎ " ‏( De Mensibus ‏) ﺷﺮﺡ ﺟﻨﮕﯽ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺭﻭﻡ ﺷﺮﻗﯽ ﺭﺍ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻣﯿﺪﻫﺪ، ﮐﻪ ﺑﯿﮕﻤﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﮔﻬﺎﯼ ﺯﺭﯾﻦ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺸﻤﺎﺭ ﻣﯿﺮﻭﺩ، ﻭﻟﯽ ﺷﻮﺭﺑﺨﺘﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﺧﺪﺍﺩ ﻣﻬﻢ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺁﮔﺎﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻟﯿﺪﻭﺱ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻡ ﺍﺳﻔﻨﺪﻣﺎﻩ ﺳﺎﻝ ۱۰۹۱ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ‏[2 ‏] ‏(ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ ۵ ﻣﺎﺭﺱ ۳۶۳ ﻣﯿﻼﺩﯼ ‏) ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﺭﻭﻡ ﺟﻮﻟﯿﺎﻥ ‏(ﯾﻮﻟﯿﺎﻧﻮﺱ ﻣﺮﺗﺪ ‏) ﺑﺎ ﺳﭙﺎﻫﯽ ﻣﺠﻬﺰ ۱۷۰ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮﯼ ﺑﺴﻮﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺮﮐﺖ ﻧﻤﻮﺩ، ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ. 

ﻭﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺳﭙﺎﻩ ﻭ ﺳﭙﺮ ﻣﺮﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﺭﻭﺩ ﺩﺟﻠﻪ ﮔﺬﺭ ﻭ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﭘﺎﺩﮔﺎﻥ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮﻭﺯﯾﻬﺎﯼ ﭘﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺟﻮﻟﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﻩ ﺭﻡ ﺑﺪﯾﻦ ﺁﺳﺎﻧﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﯿﺴﺖ.   ادامه مطلب ...

ساز بالابان


بالابان نامی است که آذری ها به این سازاطلاق کرده اند.در زبان ارمنی، دودوک خوانده می شود و درمناطق کردنشین ایران به نام نرمه نای می شناسند. این تفاوت نام البته درصدادهی و شخصیت موسیقایی سازهم خود را نشان می دهد. یعنی علی رغم شباهت ظاهری هر سه نوع، به راحتی می توان نوای دودوک ارمنی راباصدای بالابان آذری و نرمه نای کردی تشخیص داد.

پیشینه‌:

بنابراسناد و مدارک‌ دردسترس‌، نوعى‌ سازبادی‌ ازخانوادة نى‌ و سرنادست‌کم‌ ازسده‌های ‌ نخستین‌ دورة اسلامى‌ درایران‌ شناخته‌ شده‌ بوده‌، ودرمیان‌ مردم‌ بخشهایى‌ ازاین‌ سرزمین‌ به‌ کارمى‌رفته‌ است‌.بالابان

به‌ عنوان‌ سازی‌ بادی‌ وبومى‌ در حوزه‌های‌ جغرافیایى‌،فرهنگى‌ آذربایجان‌ شرقى‌،به‌ ویژه‌ تبریز، وکردستان‌ ایران‌ وبرخى‌ جاهای‌ دیگربه‌ کارمى‌رودوگروهى‌ از نوازندگان‌ این‌ مناطق‌ بالابان‌ نوازند. درزبان‌ کردی‌ این‌ ساز را باله‌وان‌ ، ودرشوشتری‌ نى‌ را بَلَبون‌(بلبان‌)مى‌گویند .

بالابان‌ ازسازهای‌ مخصوص‌ عاشقهای‌ آذربایجانى‌ نیزهست عاشقهای‌ قدیم‌تبریزفقط باساز (سازِقوپوز)وگاوال‌(دَف‌) مى‌خواندند، لیکن‌ امروزبیشتر آنهابابالابان‌ مى‌خوانند .بالابان‌ نقش‌ زیادی‌ درکارعاشقها دارد و کمک‌ صدای‌ آنهاست‌ وبه‌ صدای‌ آنان‌ زیبایى‌ مى‌بخشد.گاهى‌ سازها رابابالابان‌ کوک‌ مى‌کنند . نقش‌ بالابانچى‌ دردستة عاشقها همچون‌ نقش‌ بال‌ برای‌ پرنده‌ است‌ .درحوزه‌های‌ جغرافیایى‌ بیرون‌ ازسرزمین‌ ایران‌، مانند اقوام‌ قفقازشمالى‌ جمهوری‌ آذربایجان‌،ترکمنستان‌، ترکستان‌ شرقى‌ وبخشهای‌ مسلمان‌نشین‌ ترک‌ شمال‌ غربى‌ سرزمین‌ چین‌، سازبادی‌ بالابان‌ به‌کارمى‌رود.

درجای دیگرمی خوانیم:بالابان

بالابان نامی است که آذری ها به این سازاطلاق کرده اند.در زبان ارمنی، دودوک خوانده می شودودرمناطق کردنشین ایران به نام نرمه نای می شناسند. این تفاوت نام البته در صدادهی و شخصیت موسیقایی ساز هم خود را نشان می دهد. یعنی علی رغم شباهت ظاهری هر سه نوع، به راحتی می توان نوای دودوک ارمنی را با صدای بالابان آذری و نرمه نای کردی تشخیص داد.

طنین گرم و دلنشین دودوک سبب شده است که این ساز بخشی از زندگی روزمره ارامنه به شمار آید و تقریباً نوای دلنشین این ساز در تمام جشن ها، عروسی‌ها و مراسم آنان شنیده می شود. به گفته آرام خاچاطوریان دودوک تنها سازی است که اورابه گریه می‌اندازد دودوک سازی استوانه‌ای شکل و توخالی می باشد و عمدتاً از چوب درخت زردآلو ساخته می‌شود.

وقایع اتفاقیه تاریخ ایران وجهان را در قرون 17 - 18 و 19

وقایع اتفاقیه سال 1402 میلادی 

امیر تیمور گورکانی به آسیای صغیر کشیده در جنگ آنقره یا انکارا شکست سختی بر عثمانی ها واردکرده و سلطان بایزید پادشاه عثمانی را اسیر کرده و هنگامی که تیمور از این لشکر کشی پیروزمندانه به آسیای مرکزی باز میگشت 

در اردبیل توقفی نمود وباشنیدن نام پرآوازه خواجه سلطان علی نوه شیخ صفی الدین اردبیلی اورا احضار کرد وجامی آلوده به زهر به او داد تا بنوشد سلطان علی جام را گرفته تا سر بکشدعده ای از دراویش حاضر در مجلس آهنگ دکر الله اکبر بلند کردند 


و چون التهاب فزونی یافت خواجه علی به خلسه رفت و از جای برخواست وبه سماع انان پیوست تیمور وقتیکه قدرت روحانی و کرامات سلطان علی را مشاهده نمود چنان حیرت کرد که دامن خرقه او را پذیرفت و وقتیکه کرامات سلطان علی را مشاهده نمود چنان حیرت کرد که دامن خرقه او را پذیرفت 

خواجه سلطان علی از تیمور خواست اسرای ترک را آزاد نماید وتیمور سی هزار نفر را آزد کرد (ادامه دارد)...


نکته ای در باب تدفین در زمان هخامنشیان

راجع به تدفین در هخامنشی مطلبی هست که شاید براتون جالب باشه.

هخامنشیان زرتشتی بودند. در زرتشت 4 عنصر مقدس هست. آب,خاک,نور و باد. برای همین مقابر خودشون در دل کوه که سنگی هست دفن میکردند. درواقع همان گوردخمه ها. مثل گور داریوش و خشایار.. البته در این گورها چیزی که به دست آمده آن است که آنجا جایی داشته برای گذشتن استخوان ها. هخامنشیان جسد های خود را روی کوهی میبردند در داخل جایی مخصوص میگذاشتند که کاملا گوشت از بدن توسط موحوداتت خورده شود و بعد استخوان ها را جمع آوری کرده برای گذشتن در مقابر مخصوص.شایان ذکره که هنوز برای گور داریوش و خشایار شاه و بزرگانش در این مورد کمی تردید دارند .هنوز هم برخی زرتشتیان که مرده ی خود را میخواهند به خاک بسپرند, دور خاک را با سیمان میپوشانند. چون جسد را پاک نمیدانند و میگویند که خاک نباید ناپاک شود..